تبليغاتX
غزلك
غزلك

پوشيده چه گوئيم ، همينيم كه هستيم ...

Home Email Archive Designer
 

بعد از تموم شدن تعطیلات و برگشت از مسافرت ، اولین مهمان بهاری ما تشریف آورده بودند اون هم وقتی که ما خونه نبودیم !

این مهمون خوش قدم یه پرنده ناز یعنی یاکریم بود که روی تراس خونمون لونه ساخته و دو تا تخم هم گذاشته بود !!! وای که چقدر خوشحال شدیم وقتی دیدیمش ، ما اینو به فال نیک می گیریم ، براش دونه گذاشتیم و سعی کردیم مزاحمش نشیم و حالا دیگه جوجه هاش به دنیا اومدن و مادر خانومی همچنان اونها رو زیر پر و بالش گرفته تا پرواز کردن رو یاد بگیرن و اون موقع احتمالاً ترکمون کنن ؛ سعی میکنم در فرصتی مناسب عکسی ازشون بذارم .

ما تعطیلات هفته دوم رو که ۱۳ به در هم بود به گرگان ، کردکوی ، بندر گز و بندر ترکمن رفتیم و خدا رو شکر که همه چیز خیلی خوب پیش رفت و ما در کنار جوجه های خانواده و بقیه فامیل خوش بودیم .  

معمولاً مهمون بازیهای اساسی ما تازه از نیمه دوم فروردین و تموم شدن تعطیلات شروع میشه ، هفته گذشته برخی از بستگان و دوستان و همچنین خانواده امیر به خونه ما اومدند ، این هفته دوستان و همکاران خوبمون و احتمالاً هفته دیگه میزبان دوستهای خوبمون که تازه عروس و دوماد هم هستند ، باشیم ؛ من در اینجا هم براشون آرزوی خوشبختی دارم . احتمالاً هفته بعدش هم یا مهمون داریم و یا به مهمونی میریم !  تا ببینیم که چطور میشه ؟!

خوب این روزها سر من به اینجور کارها گرمه ، بقیه امور زندگی هم که خدا رو شکر به خوبی جاریه ، از نظر کاری سال پرکاری رو شروع کردیم که امیدوارم پربار هم باشه و برنامه های زندگیمون هم شکر خدا به خوبی پیش میره ، دیگه اینکه امشب امیر خان تشریف ندارند و به ماموریت کاری رفتند ، هر چند که در نبودش من با آرامش به کارهام میرسم ، اما باید اقرار کنم وقتهائی که نیست جاش خیلی خالیه ؛ چقدر به وجودش عادت کردم !

و در نهایت از همه دوستان گلم که به یادم هستند ممنونم ، دنیا رو برای همه شاد شاد و شادی رو برای همه دنیا دنیا آرزو دارم .

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1388/01/24 ساعت 20:28 توسط غزاله |


 

 

 

خدای مهربون رو هزاران بار شکر میکنم که روزهای آغازین سال ۱۳۸۸ رو به خوبی و خوشی در کنار همه عزیزانمان شروع کردیم ، امیدوارم تا به حال به همگی دوستان خوبم هم خوش گذشته باشه و از این به بعد هم بیشتر خوش بگذره و اما ما هم مثل اکثر ایرانی ها تعطیلات روزهای اول سال رو به دیدن بزرگترهای فامیل اختصاص دادیم ، پس از عید دیدنی های تهران به شمال رفتیم و در کنار خانواده خوب خودم بودیم ، در تولد بهار خوشگلم حضور داشتیم ، عکسهای بالا جوجه فینگل های ناز برادر و خواهر عزیز من یعنی بهار جون و پانیذ جون هستند ( اون موشی که موهاش رو خرگوشی بسته بهار جیگر عمه و موش دیگه ای که زبون درازی میکنه پانیذ عسلیه خاله هستند ) ، وای که هزار ماشالله چقدر ناز و بازیگوش شدند ، من و امیر که بعد از مدتی اونها رو می بینیم واقعاً از دیدنشون لذت می بریم .

در شمال هم که بعد از دیدن بزرگترها و عید دیدنی ها مثل همیشه به ددر می رفتیم ، شکر خدا هوا تمیز و خوب و  خلاصه همه چیز ایده آل بود  ؛ هفته دوم من و امیر خان برای رفتن به شرکت به تهران برگشتیم و از اونجائیکه از سر کارمون زودتر بر می گشتیم فرصتی داشتیم تا به بقیه دید و بازدیدهای عید بپردازیم ، در این هفته خیابونهای تهران خیلی خلوت و خوبه و من حدود ۱۰ الی ۱۵ دقیقه از خونه به محل کارم می رسم در حالیکه در روزهای غیر از تعطیلات اینچنینی مجبورم حود ۲۵ الی ۳۰ دقیقه و شاید در ترافیکهای سنگین کمی بیشتر رانندگی کنم ! 

دیگه اینکه از فردا یه تعطیلی چند روزه در پیش هست تا ببینیم با دوستان عزیز چه کاره خواهیم بود و ۱۳ بدر رو در کجا خواهیم گذروند .

تا یادم نرفته اینو هم بگم در کمال تعجب  امروز هوای تهران برفی بود و کاملاً برف همه جا رو سفید کرده بود !!!! هر چند که من عاشق برف و بارون هستم ولی بنظرم در این موقع از سال برف و سرما برای رشد دار و درختها و گلها خوب نیست !

امیدوارم سال پرباری از همه جهت برای همه باشه و دوباره سال نو مبارک و فرخنده باد .

 شاد باشید و شادی بخش

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه 1388/01/11 ساعت 19:44 توسط غزاله |


Home | Archive | Email