تبليغاتX
غزلك
غزلك

پوشيده چه گوئيم ، همينيم كه هستيم ...

Home Email Archive Designer
 

دو سال قبل با تو شروع به نوشتن کردم ، نوشتم و نوشتم ، از خودم ، از دور و برم و از همه مسائل جالب و داستانهای پند آموزی که شنیده و یا خونده بودم ، با تو از خیلی چیزها گفتم ؛ از خوبیها و شیرینی های زندگی در کنار نامردیهای روزگار ، از احساسات پاکم نسبت به همه اونهائی که دوستشون دارم و میدونم که دوستم دارند و از همه اونهائی که دوستشون دارم و نمی دونند و بالاخره از حوادث و اتفاقات مختلف و روزمره ...

من تقریباً اکثر مواقع دستی بر قلم داشتم و قبل از اینکه با تو بنویسم قلم را در دستان لرزانم می گرفتم و دل نوشته هام رو بر روی کاغذ می آوردم ، اما با آشناتر شدن با دنیای تو شرایط تا حدودی تغییر کرد و این بار با فشار بر روی کلید کلمات دفتر زندگی ام رو نوشتم ؛

در شروع نوشتنم به این فکر نمیکردم که بعد از گذشت زمان و نگاه کردن به گذشته از دیدن و خوندن دوباره مطالب قبلی به این حد لذت ببرم ، اما امروز از اینکه گذشته های خوبم رو با تو مرور میکنم نهایت لذت رو می برم ...

تو باعث پیدا کردن کلی دوستهای خوب جدید و شناخته شدن بیشتر دوستهای خوب قدیمی شدی ، یه موقعی داشتم خیلی به تو عادت میکردم ولی از اونجائیکه اصولاً دوست ندارم به هیچ چیزی خیلی عادت کنم سعی کردم به حد اعتدال در کنارت باشم ، اینجوری برای هر دومون بهتره ، مگه نه ؟ میدونم که تو هم با من هم عقیده ای ، چرا که به من و گذران زمان و عمرم اهمیت میدی و نمی خوای که زیاده روی بشه ، دنیای با تو بدون هم دنیای جالبیه و  به همین زودی زود تو دو ساله شدی غزلک من !!! در آبان ۱۳۸۵ بود که تو رو بوجود آوردم و تو سهمی از با من بودن شدی ...

در اینجا من تولد دو سالگیت را بهت تبریک میگم و امیدوارم بهتر از قبل بتونم دل نوشته هام رو در اعماق صفحاتت حک کنم ...

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/30 ساعت 13:21 توسط غزاله |


 

 "  کتابداران و اطلاع رسانان حافظان اندیشه اند  "

 

با توجه به اینکه یکی از روزهای هفته کتاب را به ناممان کرده اند بنابراین روزمان مبارک باشد .

هفته کتاب و کتابخوانی و روز کتابدار و اطلاع رسان را به همه اساتید و دوستان عزیزم که در این عرصه فعالیت می کنند تبریک می گویم و بهترین آرزوها را برای همه دارم .

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه 1387/08/25 ساعت 18:11 توسط غزاله |


 

در برابر هر زن توانائی که خسته از صفت " ضعیف " است

مرد ضعیفی وجود دارد که از قدرت کاذب رنج می برد .

در برابر هر زنی که خسته از صفت " حماقت " است ،

 مردی وجود دارد که از پوشیدن نقاب " عاقل نمائی " رنج می برد .

در برابر هر زنی که خسته از برچسب " احساساتی " بودن است ،

مردی وجود دارد که از " حق گریه کردن و حساس بودن " محروم است .

در برابر هر زنی که از آنکه به عنوان یک شی ء جنسی قلمداد شود دلگیر است ،

مردی وجود دارد که نگران توان جنسی خود است .

در برابر هر زنی که از دستمزدی که شایستگی اش را دارد محروم است ،

مردی وجود دارد که مسئولیت اقتصادی انسان دیگری را بالاجبار به دوش می کشد .

در برابر هر زنی که " اسرار مکانیکی ماشین " را نمی داند ،

مردی وجود دارد که نمی داند چگونه تخم مرغی را آب پز کند .

در برابر هر زنی که برای آزادی اش قدم بر می دارد ،

 مردی وجود دارد که راه آزادی را باز می یابد .

بشر ، پرنده ای است با دو بال ؛ یک بال مونث و یک بال مذکر

تنها اگر دو بال بطور مساوی رشد کنند ، بشر می تواند پرواز کند .

حال بیش از هر زمان دیگری می توان درک کرد که :

علت وجود زن ، علت وجود بشر است ...

پ.ن : این روزها هوا بسیار مطبوع و دل انگیزه ، خدای مهربان با راه انداختن عشقبازی آسمان و بارش باران ، دلهای ما را با داشتن عشقهای زمینی بهم نزدیک و نزدیکتر کرده ، امیدوارم دلهای همه شما سرشار از عشقهای پاک آسمونی باشه و در کنار عزیزانتون از لحظه لحظه زندگی لذت ببرید و برای همه این نعمتهای خوب شکرگزار باشید و قدر همه چیزهای خوبی که دارید رو بدونید ؛ آخر هفته خوبی رو برای همه دوستان خوبم و خوانندگان عزیز  آرزو میکنم .

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/16 ساعت 18:10 توسط غزاله |


 

به هر كجا كه مي رويد عشق و محبت افشانيد و اين كار را از خانه خودتان آغاز كنيد :

به فرزندانتان ، به همسرتان ، به شوهرتان و به همسايه ديوار به ديوارتان عشق بورزيد ؛

هرگز پذيراي كسي نباشيد مگر اين كه او را راضي تر و شادمان تر از قبل بدرقه كنيد ؛ 

تجسم عيني مهرباني هاي خدا باشيد ، مهربان در چهره ، در چشمان ، در لبخند و

 در سلام هاي گرم و دوستانه و صد البته بی ریا و با خلوص نیت .

" مادر ترزا "

 

بعد از خواندن و نوشتن جملات زیبائی از " مادر ترزا " ناخود آگاه این جملات به ذهنم خطور میکنند که قدرت عشق ، این تنها نیروی خلاق را به خوبی بشناسیم و جادوی آن را بی ریا و بی تکلف به اطرافیانمان نشان دهیم و در همه موارد قبل از هر چیزی تلنگری به خودمان بزنیم و خودمان را به جای طرف مقابلمان فرض کنیم و سپس لب به شکایت و سخن بگشائیم و همینطور واقعاً با دیگران همانگونه رفتار کنیم که می خواهیم با ما رفتار کنند ، چرا که هر گونه رفتاری در طبیعت انعکاسی از آینه ی رفتارهای خودمان هست و این را بدانیم که چشمها هیچ گاه به هم دروغ نمی گویند چرا که جلوه گاهی از نور الهی در دل و دیده نمایان است ؛ ای کاش همه ما مرد عمل باشیم و فقط شعار ندهیم و قانون درست زندگی کردن را به درستی بیاموزیم و به فرزندانمان هم یاد بدهیم و بجای پرداختن به حواشی زندگی به واقعیت وجودی هستی بپردازیم و همان شعار همیشگی را مد نظر قرار دهیم که یادمان باشد فرصت مان برای درست زندگی کردن خیلی کمتر از آن است که ...

 


 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 1387/08/09 ساعت 13:41 توسط غزاله |


 

این روزها که خوب و با دقت بیشتری  به دور و برم  نگاه میکنم ، می بینم که همه جا پر هست از فروشگاهها و اماکن اغذیه فروشی و فست فود و خلاصه هر چیزی که با شکم و سیر کردن به قول قدیمی ها این خندق بلا سر و کار داشته باشه و به عبارتی دیگه بازار غرفه های شکم داغه داغه ...

 و اما دریغ از چند مرکز فرهنگی و اماکن فروش کتاب و یا فرهنگسراهائی که واقعاً به نیازهای روح توجه کنند ؛ اصلاً ما خودمون چقدر به این نیاز توجه داریم ؟!

 بنظرم در عصر یخی حاضر ، تعادل و توازن بین نیاز جسم و روح بهم خورده و اکثر ماها یادمون رفته  که باید به فکر ارضای روحمون هم باشیم و نباید صرفاً به ارضای جسم بپردازیم و باز هم افسوس که ما فقط به جسم و نیازهای جسمی بیشتر توجه داریم ؛ به راستی کی و چه وقتی باید به خودمون بیاییم و به این مسئله مهم بپردازیم ؟

ای کاش هر چه زودتر ، تلنگری به خودمون بزنیم و ...

 

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه 1387/08/04 ساعت 9:3 توسط غزاله |


Home | Archive | Email