تبليغاتX
غزلك
غزلك

پوشيده چه گوئيم ، همينيم كه هستيم ...

Home Email Archive Designer
 

امروز تیم فوتبال آبی ها یعنی استقلال تهران با تیم پگاه گیلان بازی داشت ، این بازی بعد از اینکه به نیمه اضافه هم کشیده شد سرانجام با برد استقلال و با نتیجه ۳ بر صفر به پایان رسید و تیم استقلال تهران برنده جام حذفی کشور شد و خدا را شکر بالاخره زحماتشون و همچنین حمایتهای حامیانشون و طرفدارنشون به خصوص امیر خان به ثمر رسیده  و الان باید جشن قهرمانی آنها برگزار و جام قهرمانی به این تیم اهدا بشه  

مدیر عامل باشگاه استقلال یعنی آقای دکتر فتح اله زاده به بازیکنان قول الان که داره جشنشون برگزار میشه بازیکنان دارن فریاد میزنند که پرشیا یادت نره !!!!!!!!  

و همینطور دارن اینو میگن که : بین همه تیم های دنیا عشق است استقلال ....

اینو هم خاطرنشان کنم که علیرضا منصوریان یکی از بازیکنان خوب کشورمون که در سالهای متمادی در تیم استقلال تهران بازی کرده داره کم کم از صحنه و حضور به عنوان بازیکن در زمین فوتبال خداحافظی میکنه ، بنا به گفته خیلی از دست اندرکاران جامعه ورزشی ایشون یکی از اخلاقی ترین ورزشکاران و فوتبالیستهای کشورند هستند، برای ایشون و دیگر بازیکنان آرزوی توفیق داریم .

لطفاً قرمزی ها جبهه نگیرند ، تیم مورد علاقه شما یعنی پرسپولیس هم یکی از بهترین تیمهای کشورمون هست و امسال قهرمان لیگ برتر کشور هم که شده ، پس  ۱ به ۱ مساوی ........ 

پی نوشت ۱: خوشبختانه مشکلی که در پست قبلی بهش اشاره کردم مقطعی بوده و فعلاً برطرف شده ،  از راهنمائی شما دوستان خوبم در این خصوص متشکرم .

پی نوشت ۲ : هنوز امتحانات تموم نشده و این یعنی اینکه دیگه باید رفت ...

 

پایدار باشید و سرافراز

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1387/03/27 ساعت 20:8 توسط غزاله |


 

سلام به همه دوستان و خوانندگان خوبم

یه سوالی از حضورتون دارم و اون هم اینکه من ( غزال ) از امروز صبح نمی تونم وارد پروفایل خودم در سایت www.tagged.com  بشم ،

پیامی مبنی بر عدم دسترسی به سایت مذکور میاد ، البته دیشب هیچ مشکلی نبوده ولی از امروز !!!

مشترک گرامي

دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد

 

حتماً خیلی از شما دوستان این سایت و کاربرد و قابلیتهاش رو می شناسین ، ( من از این طریق خیلی از آشنایان گذشته و دوستان دوران دانشگاه و ... رو پیدا کرده بودم ) ، لطفاً بگید شما هم نمی تونید وارد پروفایل خودتون در این سایت بشین ، یا ... ؟

امیدوارم این مشکل مقطعی باشه ، شاید این هم از برکات دولت عزیز باشه و فیلترش کرده  تا ما وقتمون رو برای کارهای مهمتری سپری کنیم !!!   به خصوص من ( غزال ) و باز هم من ( جناب من ) برای خوندن درسهامون وقت بیشتری بذاریم ...

مراقب خودتون باشین و به امید دیدار

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/23 ساعت 9:7 توسط غزاله |


 

تو این چند روز تعطیلی فرصت خوبی دست داد تا با رفتن به مسافرت ، تجربیاتمون رو بیشتر کنیم و با فرهنگها و اماکن بیشتری آشنا بشیم ؛ من و امیر خان به امید خدا راهی شدیم از روز دوشنبه تا شنبه ، به مدت ۶ روز    

رفتن به جائی در اطراف کویر برای من که از سرزمین رویائی همیشه سبز یعنی شمال کشور هستم تجربه جدیدی بود ، اصلاً فکرش رو هم نمیکردم که در جاهای خشک کشور بعد از گذشتن از بیابون و ریگزار به جاهائی برسم که رود و درخت و سبزی و خلاصه زندگی جاری باشه با آدمهائی گرم و مهربون که گرمای دلها و دستهاشون مثل گرمای خورشید تابان کویر باشه ، شاید حدس زده باشید که به کجا رفتیم !؟ ما به اصفهان و سپس به شیراز و بعد هم به یزد سفر کردیم ، واقعاً خدای مهربون چه سرزمین زیبائی رو به ما هدیه کرده ، به هر طرف که بریم از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب و همچنین در مرکز کشور حتماً تابلوهای بسیار زیبائی از طبیعت رو خواهیم دید که از نقاش بزرگ هستی آفرین حکایت میکنه

و اما اصفهان با زاینده رود همیشه جاریش و سی و سه پل همیشه برقرارش و مردمان صنعتگر و هنرمندش که واقعاً هنرها و صنایع دستی زیبائی رو از ذوق و سلیقه خودشون به نمایش میگذارند و شیراز شهر گل و بلبل با عطر بهار نارنج و مردمانی بافرهنگ بسیار غنی که شهر تمدن رو زنده نگهداشتند و حافظ و سعدی همیشه زنده اش و بالاخره یزد با قدمتی چندین هزار ساله و با مکانهائی بسیار زیبا در دل کویر و با مردمانی سخت کوش

من تا به حال به یزد نرفته بودم خلاصه اینکه همه ی چیزها خیلی برام جالب بود از بافت قدیمی و تاریخی شهرهای نامبرده گرفته تا فرهنگ و آداب مردمانشون ، ما یه شب تو اصفهوووون موندیم ( چون قبلاً هم به اونجا رفته بودیم خیلی برای این شهر وقت نذاشتیم ، هرچند بنظرم ارزش بیشتر وقت گذاشتن رو داشت ، مخصوصاً شبها درکنار زاینده رود ) و دو شب در شیراز موندیم ( شبهای شیراز هم که دیگه جای خود داره ) و در آخر دو شب هم در یزد با روزهای گرم و شبهای نسبتاً ملسش )  ، خدا رو شکر سفر خوبی بود و خوش گذشت .

خوب ، خیلی فرصت برای نوشتن ندارم چون امتحان دارم و سرم شلوغه ؛  ؛ به هر حال امیدوارم همه شما دوستان و خوانندگان عزیز همیشه خوب و خوش باشین و سلامت ، برام دعا کنین تا بتونم خوب از پس همه کارهام بربیام و موفق باشم ( کارهای خوووووووووونه داری ، اداره ههههههههههه ، درس و مشقققققققققققققققق )

 

با بهترین آرزوها برای همه شما خوبان و به امید دیدار

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1387/03/20 ساعت 18:50 توسط غزاله |


 

این هم عکس های ی عروسک بانمک بنام روزانا هست :

 

         

 

              

 

روزانا برادر زاده امیر خان هست ، اگه خاطرتون باشه ۳ شهریور سال گذشته در یکی از پستها اومدنش رو به دنیای ما بزرگترها اعلام کردم ، حالا عکسش رو می بینین که ماشاا... چقدر ناز شده ، واقعاً فرشته های کوچولو چقدر پاک ومعصومند  و موقعی که می خندن چقدر دنیا با وجودشون زیباتر میشه ، مگه نه دوستان ؟

مامان سمی چند تا عکس از روزانای خوردنی رو برامون فرستاده ؛ من و عمو امیر کلی با عکساش حال کردیم

راستی تا یادم نرفته این رو هم بگم که مامان سمی ( مامان روزانا ) خاطرات خودش و روزانا جون رو توی وبلاگش می نویسه ، هرچند که در پیوند وبلاگهای من می تونین پیداش کنین ولی آدرسش رو اینجا هم می نویسم تا اگه فرصت کردین و مایل بودین به وبلاگش سری بزنین و عکسهای بهتر و بیشتری از روزانا کوچولو رو ببینین .

  www.assaran.blogspot.com

 

پی نوشت ۱: آخر هفته خوبی رو در کنار عزیزانتون برای همه شما مهربانان آرزو میکنم ، همینطور پیشاپیش امیدوارم در تعطیلات چند روز دیگه در کنار خانواده خوبتون در هر کجا که باشین ، ایام به کامتون باشه ...

پی نوشت ۲ : آسمون در حال عشقبازیه و خدا رو شکر داره بعد از مدتها بارون میاد ، امیدوارم زیاد بباره و زنگار و ناپاکی های زمین و هرچی که درون اون هست رو از بین ببره  .

 

شاد باشید و شادی بخش

 

" امیدوارم این بار که عکسهای جدیدی از ناز نازی جون رو گذاشتم  اون دسته از دوستانی که نتونستند عکسها رو ببینن ، موفق به دیدنش بشن  "

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/08 ساعت 17:45 توسط غزاله |


وایییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییپی

ی عالمه مطلب نوشتم که بلاگفای لعنتی نتونسته سیوش کنه  الان در حال کشیدن جیغ سبز و بنفش هستم ... خواهش میکنم منو ببخشین و در این جور مواقع سکوت کنین تا آروم بشم ...

مرسی ...

آخیش ... ی کمی آروم شدمااااااااااااا

 

سلام دوستان گلم ؛ امیدوارم همگی خوب و خوش باشین و ایام به کامتون شیرین تر از عسل باشه .

از اونجائیکه بلاگفا امروز بازی درآورد و پست منو که کلی هم برای خودش پستی بود رو ذخیره نکرد و از اونجائیکه من هم خیلی فرصت نوشت ندارم و باید برم و به کارهای مهمتر برسم پس :

آخر هفته خوبی داشته باشین ... فقط تا یادم نرفته اینو هم بگم که این روزها فرصت خوبیه برای اونهائی که مثل من و امیرخان به نوعی ددری هستن و توی خونه بند نمیشن ، برای رفتن به جائی مثل کاشان تا هم از مراسم گلابگیری از نزدیک آشنا بشن و هم به اماکن تاریخی و دیدنی اونجا سر بزنن ( وای که من و امیر عاشق اماکن تاریخی هستیم )  ومهمتر از همه با کمی دقت گلاب و عرقیات اصل تهیه کنن ...

به راستی که چقدر زمان زود میگذره ؛ انگار همین دیروز بود که من سفرنامه سال گذشته کاشان رو نوشتم و حالا دارم سفرنامه امسال رو می نویسم ...

 

بهترینها رو براتون آرزو میکنم ؛

شادزی ؛ مهرافزون

 

لينك مطلب | نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/02 ساعت 9:26 توسط غزاله |


Home | Archive | Email