تبليغاتX
غزلك
غزلك

پوشيده چه گوئيم ، همينيم كه هستيم ...

Home Email Archive Designer
 

  بياد ماهروي بزم عارفان

 

 "خورشيد باش كه اگر خواستي بر كسي نتابي ،‌ نتواني "

زرتشت

سلام به همه شما دوستان با مرام و گلم

همه همونهائي كه حتي اگه غزلك هم نباشه ، ‌باز هم هستند و با حضور پر مهر و سبزشون بودنشون رو ثابت مي كنند .

اي ول به اين همه مرام ... به قول داش مشتي ها دمتون گرم گرم گرم ...

اميدوارم خوب وخوش باشين و ايام به كامتون شيرين تر از عسل .

دلم براتون يه ذره شده ، ‌اما چه كنم كه دوري هم يه قسمتي از رسم زمونه است ديگه ، شايد باعث بشه قدر دوستان خوبمون رو بيشتر بدونيم البته من اميدوارم براي شما دوست خوبي باشم ...

اين بيت شعر رو خيلي دوست دارم ، بنظرم خيلي پر محتواست ؛ دوست دارم شما هم به بطن معناش پي ببريد  و تقديمش ميكنم به همه شما خوبان :

 

" هست ،  آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد

هست ،  آن است كه هر لحظه بيادت باشد  " 

 

خيلي خيلي ازتون ممنونم كه همچنان مياين و منو شرمنده ميكنين ؛ مشكل اينترنتمون كم و بيش وجود داره ؛ الان هم با يه كلكي تونستم بيام !

 

راستي تا يادم نرفته بگم كه نماز و روزه هاتون قبول و التماس دعا و عيد فطرتون هم مبارك ( ‌البته با كمي تاخير )‌.

يكي از فصلهاي قشنگ سال اومده و اولين ماهش هم تقريباً داره تموم ميشه ، از بچگي عاشق پائيز بودم ، عاشق بارون و يا همون وارش ( به گويش مازندراني ) ؛ عاشق و شيفته وقتهائي كه خداوند عشقبازي آسمون رو راه ميندازه و بارون رحمتش رو مي باره ،‌ مي باره و مي باره ، بي منت و بي چشم داشت ! برخي از قشنگترين لحظه اي و خاطرات زندگي ام هم در اين فصل رقم خورده مثل تاريخ عقد و تاريخ ازدواجم و همچنين روز تولد امير عزيزم كه تو همين فصله و بالاخره روز ميلاد تن خودم ... ( اميدوارم تا اون موقع كه تولد امير و خودمه بتونم بيام و پست ويژه اي رو براي اون روز بذارم ) .

خدايا هزاران بار شكرت كه در ۱۵ مهر امسال ، اين بارون رحمتت رو شامل حال ما در تهران كردي و دلها را از زنگارها و پليدي زدودي ( البته اميدوارم كه اينطور باشه و ما انسانهاي زميني خودمون هم بخواهيم كه دلهامون رو پاك كنيم از هر چه بدي هست ) ؛

همان روزي كه پانيذ ما با اومدنش شيرني رو هم به خونه همه ما بخصوص خواهر خوبم آورد ، بله دوستان خوبم : 

 پانيذ دختر كوچولوي قشنگ خواهر جونم ( فروهر عزيز ) هست كه در ۱۵ مهر ديده به اين جهان گشود و همانطور كه از معني اسمش معلومه اومد تا زندگيشون رو شيرين تر از قبل چون عسل كنه ؛ 

من در اينجا هم اومدنش رو به فروهر جونم و آقا مسعود تبريك ميگم ، البته من عيد فطر رو به ديدنش رفتم و باز هم خداي مهربون رو سپاس بخاطر اين عيدي خوب و عزيز و دوست داشتني و ناز نازي به من و خانواده ام . 

پانيذ جونم جيگرتو بخوره خاله ! .... 

با اينكه از قبل حس خاله شدن رو تجربه كرده بودم ولي حس مجدد اون هم خيلي خيلي شيرينه ...

و اما از خودم و اميرخان هم بگم كه خدا رو شكر خوبيم و ايام را به ياد خداي خوبم و با دعاهاي دوستان خوبي چون شما به خوبي سپري ميكنيم .

از شركتمون هم بايد بگم كه ميگن درصدد هستند تا مشكلات مربوط به مخابرات را در خصوص قطعي اينترنت مرتفع كنند ( ببينيم حالا تا كي اين اوضاع ادامه داره !!!! )

فكر كنم اينجا براي سال بعد تازه يه شركت به تمام معنا بشه ،‌ چون هنوز خيلي كارها دارن ميكنن ؛‌ حقيقتش رو بخواين چون اينجا يه ساختمون مسكوني نوساز بوده و از لحاظ تعميرات هم زمان برده تا به صورت يه ساختمون اداري در اومده ! بنابراين تا حدي هم اين تغيير و تحولها و ... طبيعيه .

خيلي دلم مي خواست براي ماه رمضان مي تونستم بيام و در كنارتون باشم ولي خوب امسال قسمت نبود ، شايد اگه سال ديگه عمري باشه و ... دركنار شما خوبان باشم و با هم نيايش كنيم .

خيلي خيلي خوشحال شدم از اينكه فرصتي دست داده تا تونستم اين پست رو بنويسم و به برخي از دوستان خوبم سر بزنم ،‌ البته اين رو هم بايد بگم متاسفانه چون سرعت اينترنتي كه من با كلك تونستم ازش استفاده كنم ، پائين بود نتونستم به همه شما مهربانان سر بزنم و در اينجا يادآور بشم به وبلاگ برخي ديگه از دوستان خوبم هم سر زدم اما با كمال تاسف قسمت كامنتشون رو نتونستم بازكنم تا كامنت بذارم  ،‌ اميدوارم هر چه زودتر همه چيز مثل قبل بشه و بتونيم مثل قبل همه ما براي هم دوستان خوبي باشيم و خودم هم به غزلك زودتر سر بزنم !!!! 

خوب تا لو نرفتم و دستمو نخوندن ، مراقب خودتون باشين و هر وقت به يادم بودين برام دعا كنين ... ممنونم ...

پي نوشت ۱ : منتظر حضور سبز و پر مهرت البته با قلبي پاك و بي ريا هستم !!!

پي نوشت ۲ : اگه غلط املائي ديده شد ،‌ بخاطر اينه كه دارم با سرعت مطلبم رو مي نويسم تا كلكم لو نره !!! آخ كه اگه اين مدير واحد IT (‌ اوه نه ،‌ الان دوباره مي آين و به غزلك گير ميديد كه IT چيه ؟ خيلي خوب فارسي رو پاس ميدارم و ميگم اگه مدير واحد تكنولوژي اطلاعات بفهمه كه غزلك از نبود اينترنت چه خلاقي شده و چه كلكي سوار كرده ها ،‌ خودش استعفاء ميده ميره و من ميشم مدير اون قسمت ،‌ آره بابا ، ما رو دست كم نگير ... ) تعريف از خودم نبودا ...

 

 

در پناه ايزد يكتا

خدا يار و ياورتان 

شادزي

مهرافزون

و به اميد ديدار

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 10:46 توسط غزاله |


 

سلام به همه شما خوبان دوست داشتنی و دوستان با مرام

قبل از هر چیزی باید بگم واقعاً از لطفتتون ممنونم که به غزلک سر میزنید و اونو از یاد نبرید ...

بعدشم متاسفانه هنوز اینترنت شرکتمون قطعه ؛ راستش رو بخوای میگن مشکل از مخابرات منطقه است !

اووووووووووووووووووووه ، چقدر حرف و درددل و داستانها دارم که باید سر فرصت بنویسم .

به هر حال من که دیگه از بی اینترنتی مریض شدم !  ولی امیدوارم مشکلات هرچه زودتر مرتفع بشه تا بتونم دوباره بیام به شما سر بزنم و از خجالتتون در بیام .

امشب افطاری یه جائی دعوتیم و خوشبختانه تونستم به اینترنت وصل بشم و این پست رو بذارم ...

خوب ، برای اینکه خیلی بد نشه و صاحبخونه هم ناراحت نشه بهتره که زودتر برم و به بقیه مهمونی برسم ...

این هم تقدیم به همه شما مهربانان

 

به امید دیدار - قربون شما غزلک

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1386/07/11 ساعت 19:49 توسط غزاله |


Home | Archive | Email