تبليغاتX
غزلك
غزلك

پوشيده چه گوئيم ، همينيم كه هستيم ...

Home Email Archive Designer

 

  خدا را شكر ...

خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر همسرم را مي شنوم ... 

                                    اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است

خدا را شكر كه ماليات مي پردازم ...

                                   اين يعني شغل و درآمدي دارم و بيكار نيستم

خدا را شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از ميهماني را جمع كنم ...

                                   اين يعني در ميان دوستان بوده ام

خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند ...

                                   اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم

خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم ...

                                   اين يعني توان سخت كار كردن را دارم

خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم ...

                                    اين يعني من خانه اي دارم

خدا را شكر كه جائي براي پارك كردن پيدا نموده ام ...

                                   اين يعني اتومبيلي براي سوار شدن دارم

خدا را شكر كه سر و صداي همسايه ها را مي شنوم ...

                                   اين يعني من توانائي شنيدن دارم

خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم ...

                                   اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم

خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم ...

                                  اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم

خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند ...

                            اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم

خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم ...

                                           اين يعني من هنوز زنده ام

 

و اما در همه حال خداوند را شكر بخاطر داده ها و نداده هايش كه هر آنچه داده رحمت است

 و هر آنچه نداده ، حكمت ...

دوستان خوبم اميدوارم آخر هفته خوب و سرشار از سلامتي و شادي داشته باشين و شنبه با

انرژي مضاعف ببينمتون...

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1385/10/06 ساعت 7:4 توسط غزاله |


 

سفر


روزي مردي به سفر مي رود  و به محض ورود به اتاق خود در هتل ، متوجه مي شود که آن هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم مي گيرد به همسرش اي – ميلي بزند .

 

نامه را مي نويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه مي شود و بدون اين که متوجه آن شود نامه را مي فرستد .

 

در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاکسپاري همسرش به خانه بازگشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا آشنايان داشته باشد به سراغ کامپيوتر مي رود تا اي – ميل هاي خود را چک کند .

 

اما پس از خواندن نخستين نامه غش مي کند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مي دود و مادرش را نقش بر زمين مي بيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد .
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
تاريخ : 1 شهريور 84

مي دونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي ، راستش آنها اينجا کامپيوتر دارند و هر کسي به اين جا مي آد مي تونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه ، فردا مي بينمت .

اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من  بي خطر باشه...

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه 1385/10/05 ساعت 6:53 توسط غزاله |


 

عشق بورزيد تا به شما عشق بورزند

 

      روزي روزگاري پسرك فقيري زندگي مي كرد كه براي گذران زندگي و تامين مخارج

 

تحصيلش دستفروشي مي كرد.از اين خانه به آن خانه مي رفت تا شايد بتواند پولي بدست

 

آورد.روزي متوجه شد كه تنها يك سكه 10 سنتي برايش باقيمانده است و اين درحالي بود كه

 

شديداً احساس گرسنگي مي كرد.تصميم گرفت از خانه اي مقداري غذا تقاضا كند. بطور اتفاقي

 

درب خانه اي را زد ، دختر جوان و زيبائي در را باز كرد.پسرك با ديدن چهره زيباي دختر

 

دستپاچه شد و بجاي غذا ، فقط يك ليوان آب درخواست كرد.

 

      دختر كه متوجه گرسنگي شديد پسرك شده بود بجاي آب برايش يك ليوان بزرگ شير

 

آورد. پسر با آهستگي شير را سر كشيد و گفت : «چقدر بايد به شما بپردازم؟ »

 

دختر پاسخ داد: « چيزي نبايد بپردازي ، مادر به ما آموخته كه نيكي ما به ازائي ندارد.»

 

 پسرك گفت: « پس من از صميم قلب از شما سپاسگزاري مي كنم »

 

      سالها بعد دختر جوان به شدت بيمار شد.پزشكان محلي از درمان بيماري او اظهار عجز

 

 نمودند و او را براي ادامه معالجات به شهري فرستادند تا در بيمارستاني مجهز ، متخصصين

 

 نسبت به درمان او اقدام كنند.

 

دكتر هوارد كلي ، جهت بررسي وضعيت بيمار و ارائه مشاوره فراخوانده شد.هنگاميكه متوجه

 

شد بيمارش از چه شهري به آنجا آمده برق عجيبي در چشمانش درخشيد ، بلافاصله بلند شد

 

 و بسرعت بطرف اتاق بيمار حركت كرد ؛ لباس پزشكي اش را بر تن كرد و براي ديدن

 

مريضش وارد اتاق شد ، در اولين نگاه او را شناخت.

 

سپس به اتاق مشاوره بازگشت تا هر چه زود تر براي نجات جان بيمارش اقدام كند.از آن روز

 

به بعد زن را مورد توجهات خاص خود قرار داد و سر انجام پس از يك تلاش طولاني عليه

 

بيماري ، پيروزي ازآن دكتر كلي گرديد.

 

آخرين روز بستري شدن زن در بيمارستان بود ، به درخواست دكتر هزينه درمان زن جهت تائيد

 

نزد او برده شد ، گوشه صورتحساب چيزي نوشت ؛ آن را درون پاكتي گذاشت و براي زن

 

ارسال نمود.

 

زن از باز كردن پاكت و ديدن مبلغ صورتحساب واهمه داشت ، مطمئن بود كه بايد تمام عمر را

 

بدهكار باشد ، سرانجام تصميم گرفت و پاكت را باز كرد ، چيزي توجه اش را جلب كرد.

 

چند كلمه اي روي قبض نوشته شده بود ؛  آهسته آنرا خواند :

      « بهاي اين صورتحساب قبلاً با يك ليوان شير پرداخت شده است »

دوستان خوبم من واقعاٌ به اين مسئله ايمان دارم كه دنيا دار مكافات است و همه ما نتايج خوبي

و بدي اعمالمان را در همين دنيا مي بينيم ( اگر چشمي بينا و دلي پر از بصيرت داشته باشيم ) ...

نظر شما در اين مورد چيه ؟

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1385/10/04 ساعت 9:59 توسط غزاله |


 

ميلاد مسيح ، پيامبر مهر و دوستي بر تمامي هموطنان و دوستان عزيز مسيحي

بخصوص آرمن عزيز مبارك باد .

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1385/10/04 ساعت 7:6 توسط غزاله |


 

 ژاپني‌ها كتاب را در موبايل مي‌شنوند

ژاپني‌ها به زودي به جاي آنكه وقت خود را صرف خواندن كتاب كنند ،
 
از طريق موبايل‌هاي خود به متن كتاب گوش خواهند داد.

پی نوشت : به نظر شما ما چه باید بکنیم ؟
 
منبع خبر : http://www.lisiran.blogfa.com
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه 1385/10/03 ساعت 7:51 توسط غزاله |


 

دوستان خوبم به نظرم با توجه به مسائل اقتصادي كشور و به خصوص افزايش روز به روز قيمت مسكن ، مناسب باشه مطالبي از دنياي پهناور اقتصاد هم بنويسم ...

شكل گيري حباب در بازار مسكن

مرحله جديد در بازار مسكن :

مهدي موذن ، دبير كانون كاردان هاي فني ساختمان استان تهران گفت : عدم كنترل بازار مسكن از سوي دولت از يك سو و عدم قبول مسئوليت از سوي دستگاهها و نهادهاي مسئول موجب رها شدن قيمت مسكن و رهن و اجاره شده است .

افزايش قيمت مسكن عجيب نيست ....

لطف ا... فروزنده ، قائم مقام مركز پژوهش هاي مجلس گفت : كمبود يك ميليون و ۶۰۰ هزار واحد مسكوني در كشور همواره بازار مسكن را در شرايط بحراني و نابساماني قرار  ميدهد پس هر گونه افزايش و جهش قيمت در بازار نبايد عجيب بنظر برسد  .ايشان عدم توازن بين عرضه و تقاضا را از علل مهم افزايش قيمت مسكن برشمردند .

موافقت دولت با طرح ويژه مجلس براي كنترل بازار مسكن :

آقاي فروزنده همچنين افزود : بنظر مي رسد دوره ركود بازار مسكن هم اكنون در حال اتمام است و با افزايش عرضه مسكن ، طبق قانون برنامه چهارم توسعه ، شاهد فعال شدن اين بازار خواهيم بود ...

منبع خبر : روزنامه دنياي اقتصاد شنبه مورخ ۲/۱۰/۱۳۸۵

قضاوت با شما ...

اميدوارم مسئله مسكن كه از حداقل امكانات و حداقل حقوق انساني هر فرد است به بهترين شكل مديريت گردد بطوريكه مردم هم ذينفع باشند ....

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه 1385/10/03 ساعت 7:29 توسط غزاله |


 

سلام خدمت تمامي دوستان عزيزم ؛

اميدوارم شب يلداي خوبي رو پشت سر گذاشته باشيد و اولين روز هفته رو با خوبي و خوشي آغاز كرده باشيد و با خير و بركت هم به پايان برسونيد ...

امروز هواي تهران برفي شده و شكر خدا بعد از چند روز كه هوا خيلي آلوده بود ،‌ امروز وضع هوا هم بهتر شده .

خواستم از همه شما عزيزاني كه شب يلدا رو تبريك گفتيد تقدير و تشكر كنم ؛‌ اميدوارم همه شبهاي سال براي همگي ما يلدائي باشه و دلهامون بهم نزديكتر  ...

Click Here For Get More Mail From Sare2008 Group

با آرزوي سلامتي و همه چيزهاي خوب براي شما خوبان ...

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه 1385/10/02 ساعت 8:13 توسط غزاله |


Home | Archive | Email