تبليغاتX
غزلك
غزلك

پوشيده چه گوئيم ، همينيم كه هستيم ...

Home Email Archive Designer
 

فرد جدي نمي تواند بخندد

نويسنده: دكتربرايان لوك سي‎وارد

مترجم: مهدي قراچه‎ داغي

( مطالب زير از طرف دوست و همكار عزيزم فريبا جون ملقب به فلفل جمع آوري شده ؛ يقيناٌ خوندن اونها يه سري چيزها رو به ما متذكر ميشه )

مرسي فلفل جون
 

 

مشرب خوش، در حكم مغناطيسي است كه همه ‎ي گوش‎ها و اذهان را به خود جلب مي‎كند. و خنده، زباني جهاني است كه وقتي كلمات از عهده بر نمي ‎آيند، از موانع فرهنگي عبور مي‎كند. مسلماً «كوزينس» اولين كسي نبود كه از مشرب خوش به عنوان روشي مقابله ‎‎اي استفاده نمود. انسان از روزي كه احساس كرد اگر خودش را غلغلك بدهد خنده ‎اش مي‎گيرد، از مشرب خوش استفاده كرده است. يونانيان قديم، مشرب خوش را يك فضيلت مي‎دانستند. از جمله افلاطون معتقد بود كه مشرب خوش، پرورش دهنده ‎ي روح و روان است و آن را به عنوان عاملي التيام بخش توصيه مي‎كرد. از يونان باستان بود كه تئاتر و از جمله كمدي شكل گرفت كه تا به امروز نيز ادامه دارد. در بسياري از مذاهب و اديان الهي، به مشرب خوش تأكيد شده است. در واقع مشرب خوش به عنوان دارويي التيام بخش در تمامي فرهنگ‎هاي روي زمين ريشه دوانده است، از بوميان آفريقا گرفته تا سرخپوستان آمريكا، همگي به مشرب خوش بها مي‎دادند. چنين به نظر مي‎رسد كه مشرب خوش و ويروسي كه در اثر اين مشرب نابود مي‎شود، هر دو واگيردار هستند.
    دكتر «ريموند مودي»، تحت تأثير قدرت التيام بخشي مشرب خوش و بذله در سال 1978 اقدام به مطالعه كتاب‎هاي مختلفي در همين زمينه نمود. از جمله اطلاعاتي كه به دست آورد مطلبي است كه در ادامه شرح داده ‎ايم.
    در سال 1260، يك پزشك روشنفكر و پيشرفته ‎ي فرانسوي به نام «هانري دوموندويل» به رابطه ‎ي مهمي ميان احساسات مثبت و سلامتي پي برد. او به بستگان و دوستان و بيمارانش توصيه مي‎كرد كه براي آن‎ها لطيفه بگويند، با آ‎ن‎ها مزاح كنند و آن‎ها را بخندانند.
    پادشاهان اروپايي نيز در سال‎هاي دور، هميشه كساني را در قصر خود داشتند كه آن‎ها را مي‎خنداندند. شايد مشهورترين اين بذله‎ گويان، «ريچارد تارلتون» بود كه در دربار ملكه اليزابت اول خدمت مي‎كرد و مي‎گويند كه او بيش از گروه پزشكي ملكه، به سلامتي او كمك كرد.
    
   
 گونه ‎هاي مشرب خوش و شوخ طبعي
    به رغم بررسي‎هاي مختلفي كه درباره‎ ي مشرب خوش به عمل آمده، هنوز ميان كارشناسان، بر سر اين‎ كه مشرب خوش به راستي چيست، وحدت نظري وجود ندارد. در واقع هنوز تعريف واحد و جامعي از آن ارائه نشده است. به اعتقاد اغلب صاحب‎نظران، مشرب خوش، به خودي خود يك احساس مثبت نيست، اما مي‎تواند منجر به احساسات خوب شود كه از جمله‎ ي آن‎ها مي‎توان به شادي، سعادت، خوشي، عشق، اميد، ايمان و قدرت اراده اشاره كرد مشرب خوش يك رفتار نيست، گر چه مي‎تواند اقدامات و رفتارهايي از قبيل تبسم و خنده را به وجود آورد. با اين حال مي‎توان گفت كه مشرب خوش و بذله، يك ادراك و تصور است؛ به اين علت كه ممكن است كسي از يك حرف بامزه خنده ‎اش بگيرد و ديگري به همان حرف نخندد.
    با اين حال، با توجه به بعضي از تعاريفي كه درباره ‎ي مشرب خوش ارائه شده، مي‎توان گفت كه مشرب خوش داراي دو جنبه ‎ي اصولي است كه به زبان ساده نوعي بده و بستان هستند. يكي آن‎ كه بذله و مشرب خوش را مي‎توان جذب نمود يا آن را تجربه كرد و ديگر اين كه مي‎توان آن را ابراز كرد و با ديگران در ميان گذاشت. هر كسي به گونه ‎اي داراي مشرب خوش است، هر چند ممكن است كسي با توجه به تجارب خود منكر اين كيفيت باشد. در ميان كساني كه درباره‎ ي مشرب خوش مطالعه كرده ‎‎اند. «مك گي» به سه عاملي اشاره مي‎كند كه بايد وجود داشته باشند تا مشرب خوش شكل بگيرد:
    1- منبعي كه بتواند محرك بالقوه ‎‎‎اي به حساب آيد.
    2- شناختي كه بتواند اين بذله يا مشرب را درك كند.
    3- پاسخي كه خنده ‎‎دار بودن رفتار يا گفتار را نشان دهد.

    
  
  انواع بذله و مشرب خوش
    بذله ‎گويي و زدن حرف‎هاي بامزه و نشان دادن مشرب خوش، انواع مختلفي دارد كه در بسياري از موارد با يكديگر همپوشي‎ هايي پيدا مي‎كنند. در ادامه ‎ي مطلب، به انواع بذله ‎ها اشاره كرده ‎ايم.
    1- تقليد و اداي كسي را درآوردن: مي‎‎توان با تقليد از كسي يا چيزي سبب خنده شد. ثابت شده است كه اين رفتار مي‎تواند در برخورد و مقابله با استرس مفيد واقع گردد، مشروط بر آن كه به عزت نفس خدشه ‎اي وارد نكند. برخورد مبالغه ‎آميز با رفتارها و ويژگي‎هاي شخصيتي، نمونه‎ هايي هستند كه مي‎توان به آن اشاره كرد.
    2- طنز: در حالي كه تقليد و طنزگويي وجوه مشترك فراوان دارند، طنز معمولاً حالت نوشته دارد كه اشكالات اجتماعي و شخصي را بيان مي‎كند.
    3- دلقك ‎بازي: در روزگار گذشته، بسياري از بازيگران سينما با ادا درآوردن و با دلقك ‎بازي درصدد خنداندن اشخاص بودند. سر خوردن روي پوست موز، پرتاب كردن بشقاب خامه و بستني به صورت ديگران نمونه‎ هايي بود كه براي خنداندن ديگران از آن استفاده مي‎شد.
    4- مسخره ‎بازي: نوع ديگر مشرب خوش و بذله، مسخره ‎بازي و رفتارهاي چرند است. مثل اين كه فيلمي تهيه كنيم كه در آن مثلاً پلنگ بستني بفروشد، يا گاوها پشت فرمان اتومبيل رانندگي كنند.
    

 

5- رويدادهاي شگفت‎ انگيز، طنز و طعنه: اشاره به دو رويدادي است كه به اتفاق، بذله‎‎ اي را مي‎سازند. مثل اين كه كسي براي شما پاكتي بفرستد، آن را باز كنيد و ببينيد كه يك اسكناس يك صد دلاري به شما هديه كرده است و لحظه ‎اي بعد پاكت ديگري به دستتان برسد كه نشان بدهد مبلغ يك صد دلار از حساب بانكي شما برداشت شده است.
    6- ايهام و جناس: صحبت‎ها و رفتارهاي بامزه ‎اي هستند كه به شكلي مدبرانه، در قالب ايهام بيان مي‎شوند. استفاده از يك كلمه با معاني مختلف، نمونه‎اي است كه مي‎توان به آن اشاره كرد.
    7- زخم زبان و تمسخر: زخم زبان، نوعي بذله‎ گويي است كه با خود، نيشي به همراه دارد و در واقع خشمي را بيان مي‎كند. در واقع مي‎توان گفت كه زخم زبان نوعي انتقام كلامي است. كسي كه زخم زبان مي‎زند، مي‎خواهد به طرزي اجتماع پسند، منظور و ناراحتي خود را بيان كند. خيلي‎ها پس از آن كه حرفشان را در قالب زخم زبان زدند، مي‎گويند: «شوخي مي‎كنم.»
    8- طنز تلخ: و بالاخره مي‎توان به طنز تلخ اشاره كرد كه معمولاً به شكلي با حادثه ‎ي مرگ در ارتباط است. بعضي‎ها به طنز تلخ «لاس زدن با موضوع مرگ» مي‎گويند. توجه داشته باشيد كه مرگ، يكي از هراس‎هاي انسان است و معمولاً سعي مي‎شود با حرف‎‎هاي خنده ‎دار با آن برخورد شود تا از شدت نگراني‎ ناشي از آن بكاهد.
 شوخ طبعي
    درست همان طور كه صاحب‎نظران به انواع مختلف مشرب خوش و بذله‎ توجه كرده‎ اند، مي‎توان به انواع مختلف شوخ طبعي‎ها نيز اشاره كرد. همه به شكلي و در زمينه‎اي شوخ طبعي دارند، اما ياد دادن شوخ طبعي به ديگران ساده نيست. دكتر «ريموند مودي» در كتاب «خنده بعد از خنده» به چهار نوع شوخ طبعي اشاره كرده است:
    1- مرسوم و سنتي: در نظام شوخ طبعي مرسوم و متعارف، دو يا چند نفر موضوع مضحك و خنده ‎داري پيدا مي‎كنند، به اتفاق درباره ‎اش حرف مي‎زنند و مي‎خندند.
    2- شوخي و شوخ طبعي در مهماني‎ها: در بسياري از مهماني‎ها كساني پيدا مي‎شوند كه نقل محفل مي‎شوند و با حرف‎ها و حركات خنده ‎دار خود ديگران را مي‎خندانند. لطيفه و مزاح‎گويي در مجالس و مهماني‎ها، نمونه ‎اي است كه مي‎توان به آن اشاره كرد.
    3- شوخ طبعي خلاق: نمونه ‎اش را در كساني مي‎يابيم كه كارشان نوشتن بذله و لطيفه است. اين اشخاص اغلب بسيار بانمك، خوش مشرب وبه شدت خلاق هستند. اين‎ها مي‎توانند در هر مطلب و هر موضوعي نكته‎‎ ي بامزه ‎اي پيدا كنند.
    4- آزاده و ورزشكار: و بالاخره به كساني بر مي‎خوريم كه مي‎توانند به كارهاي خودشان بخندند و از انسان بودن خودشان لذت ببرند. آن‎ها با خنديدن به اشكالات و عيوب خود، اغلب در موقعيت شادي به سر مي‎برند.
    
   
 مراحل استفاده از مزاح درماني
    1- بياموزيد كه زندگي را بيش از اندازه جدي نگيريد: سرپرستار بخش سرطان يكي از بيمارستان‎هاي بزرگ، به كمك بنياد “هايت”، مأموريت يافت تا در بخش سرطان بيمارستاني كه در آن كار مي‎كرد از مشرب خوش براي كمك به درمان بيماران سرطاني استفاده كند. او مي‎گويد: «در طبقه ‎اي كه من در آن كار مي‎كنم، از سياست به خصوصي پيروي مي‎كنيم. ما مي‎گوييم كارتان را جدي بگيريد اما به خودتان سخت نگيريد.» او معتقد است كه بايد به خودتان بيش از كارتان بها بدهيد.
    2- براي هر روز خود يك موضوع فرح بخش در نظر بگيريد: اگر خوب نگاه كنيد، مي‎بينيد همواره در پيرامونتان موضوع‎هاي مضحك و خنده ‎دار هست كه مي‎توانيد به آن‎ها بخنديد. البته مواقعي هست كه خنديدن درست و مطلوب نيست. در لحظات و مواقع جدي، خنده‎ و مزاح مي‎تواند بي‎ادبي تلقي شود. از اين رو به هنگام خنديدن و مزاح كردن، رعايت احتياط را بكنيد.
    3- قوه ‎ي تخيل و خلاقيت خود را افزايش دهيد: مشرب خوش و مزاح كردن و لطيفه گفتن، هميشه اقدامي خلاق است. به اين موضوع توجه كافي داشته باشيد.
    الف_ براي افزايش قوه ‎ي تخيل خود بيشتر كتاب بخوانيد و كمتر تلويزيون تماشا كنيد.
    ب_ هر زمان كه مي‎توانيد داستان يا لطيفه ‎اي بنويسيد
    ج_ با بچه ‎ها بازي كنيد. بچه ‎ها از قوه ‎ي تخيل بسيار زيادي برخوردارند. ممكن است برخي از تخيلات آن‎ها به شما هم منتقل شود.
    د_ به سياحت و كشف و اكتشاف بها بدهيد. كارهاي شجاعانه بكنيد. به موزه برويد و هنرهاي زيبا را تماشا كنيد.
    ه_ چيزي از خود خلق كنيد. كتاب آشپزي بخريد و آشپزي كنيد. براي روز تولد امسالتان، شخصاً هديه‎ اي بسازيد. برنامه بريزيد و به اكناف دنيا سفر كنيد. سرگرمي و تفريح جديدي را شروع كنيد. دنيا را به مكان بهتري براي زندگي تبديل كنيد.
    4- به هنگام توصيف يك ماجرا، يا يك حكايت، از روش‎هاي مبالغه ‎آميز استفاده كنيد: از استعاره ‎ها استفاده‎  كنيد. استفاده مبالغه ‎آميز از استعاره مي‎‎تواند توليد خنده بكند.
    5- يك كتابخانه از مزاح‎ها و شوخي‎ها تهيه كنيد: يكي از لازمه‎ هاي مقابله، استفاده از منابع موجود است كه مي‎‎تواند شامل همه چيز بشود. براي لطيفه‎ درماني، منابع، شامل استفاده ‎ي همه جانبه از كتاب‎ها، نوارها، ويديوها و حتي اسباب ‎بازي‎ها و مثلاً تفنگ‎هاي آب‎پاش مي‎شود. بخشي از اتاق يا منزلتان را به كتابخانه ‎اي براي شوخي درماني اختصاص دهيد.
    مي‎توانيد دفترچه ‎اي بخريد و درآن هر لطيفه ‎اي را كه به نظرتان جالب مي‎رسد يادداشت كنيد. سواي مطالب نوشتني، مي‎توانيد از كارتون‎ها، نوشته‎ هاي جالب، روزنامه ‎ها، اشعار عاشقانه و عكس‎هاي مختلف استفاده نماييد.
    6- از انواع مشرب‎هاي خوش استفاده كنيد: لطيفه گفتن و بذله‎ گويي، تنها يك اقدام براي داشتن مشرب خوش است، هر چند اولين مطلبي است كه با شنيدن موضوع مشرب خوش به ياد آن مي‎افتيم. اما مشرب خوش، تنها محدود به گفتن لطيفه نيست. هر چه دسترسي به انواع مطالب شوخ طبعانه بيشتر باشد، بهتر مي‎توان از اين ابزار براي مقابله با استرس استفاده نمود. از جمله ساير روش‎هاي رسيدن به مشرب خوش مي‎توان به سينما، تئاتر، كتاب‎ها، موسيقي، تلويزيون و كمدي اشاره كرد. مشرب خوش و سرگرمي، در ضمن بسيار سازگار هستند، هر چند ممكن است هميشه با هم يكي نباشند. سعي كنيد و گوش به زنگ باشيد تا انواع اشكال شوخ طبعي را به زندگيتان راه دهيد.
    7- به شبكه‎ ي شوخ طبعي دسترسي داشته باشيد: بارها اتفاق مي‎افتد كه در جريان زندگي روزانه، روحيه ‎تان را از دست مي‎دهيد. به اين لحظات توجه داشته باشيد. اغلب آن‎ها زودگذر هستند و مي‎توانيد فكري به حالشان بكنيد. اما اگر افسردگي و احساس كسالت طولاني‎تر شد،‌ احتمالاً لازم است كه از افراد ديگر و كساني كه مي‎توانند در اين زمينه به شما كمك كنند، مساعدت بگيريد. همه ‎ي ما، كساني را مي‎شناسيم كه مي‎توانند ما را بخندانند. حتي گاه، وقتي اسم اين اشخاص را مي‎‎شنويم و يا به زبان مي‎آوريم، خنده‎م ان مي‎گيرد. از سوي ديگر تا حد امكان از معاشرت با اشخاص بدبين و بدخلق خودداري نماييد. مجبور نيستيد با كشتي آن‎ها به اعماق درياها برويد.
    8- بر عزت نفس خود بيفزاييد: خنديدن در شرايطي كه عزت نفس پايين است، دشوار مي‎نمايد. مواقعي هست كه همه ‎ي ما خودمان را چاق، زشت، يا احمق و خرفت ارزيابي مي‎كنيم. در اين مواقع مسلماً خنديدن و مزاح كردن دشوار مي‎شود. در اين‎جا بد نيست كه به قانون اينشتين توجه كنيد كه همه چيز را نسبي مي‎داند. حقايق را از افسانه‎ ها جدا كنيد. همه روزه به خودتان تأييدهاي مثبت بدهيد. خودتان را دوست بداريد و بر توان‎مندي‎هاي خود ارج بگذاريد.
لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه 1385/09/14 ساعت 15:38 توسط غزاله |


 

در دنياي كتابداري و اطلاع رساني هر آدمي به شكل يه كتاب هست ؛‌

                        

                                    نظر شما چيه ؟؟؟؟

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه 1385/09/14 ساعت 15:6 توسط غزاله |


  

       قابل توجه علاقمندان به كتاب و ... 

        

 

لينك مطلب | نوشته شده در سه شنبه 1385/09/14 ساعت 14:57 توسط غزاله |


 

دوستان در بزم عاشقان جاي شما سبز سبز

 

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1385/09/13 ساعت 13:53 توسط غزاله |


هرچي آرزوي خوبه مال تو

  براي روز ميلاد تن خود  

     من آشفته رو تنها نزاري

        براي ديدن نازنگاهت 

          منو دور از دل و ديده ات نزاري

             همه تنهائي با من رفيقن 

                 منو درحسرت عشقت نزاري

           عزيزم جشن ميلادت مبارك       

          منو اون سوي جشن دل نزاري

مر یم جون تولدت مبارک

۱۴ آذر تولد امير عزيز منه ؛ جاي همه شما دوستان رو امشب سبز مي كنم ؛

 براي امير نازنينم بهترينها و همه خوبيها رو آرزو ميكنم ....

بهترين من ؛ همه هستي ارزوني وجود نازنين تو

غزال تو

لينك مطلب | نوشته شده در دوشنبه 1385/09/13 ساعت 13:5 توسط غزاله |


درس عبرت
 
هرچقدر هم تو اين خاك ريشه بدووني ، بازم آخرسر تبر روزگار مياد سراغت و ...
 
پس كمتر حرص دنيارو بزن
 
لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه 1385/09/12 ساعت 8:0 توسط غزاله |


               ديشب رخ تو در نظرم بود و نبودي

                      افسانه عشقت بسرم بود و نبودي

                             شور غزلم ؛ همچو غزالان رميده

                                  تا دشت غمت همسفرم بود و نبودي

                                             ميلاد رضا مباركباد

                     

يا ضامن غزال ؛ ترا به بزرگي كردگار پاك و به معصوميت همه غزالان عالم سوگند ميدهم كه ضامن همه بندگان باشي ...

 

لينك مطلب | نوشته شده در یکشنبه 1385/09/12 ساعت 7:13 توسط غزاله |


Alberta Winter

در آخرين نگاه برف ، بهارهاي سبز ديده ام ؛

 ولي تو يك بهار تازه اي كه در زمين قلب من

گل شكوفه كاشتي

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه 1385/09/11 ساعت 14:27 توسط غزاله |


 

هوا سرده ها                               اما دلها گرمه ها

در تهران و در اكثر نقاط سردسير كشور از ديشب اولين برف امسال شروع به باريدن كرد ؛ اين مي تونه نويد يه زمستون سرد و پر از بركت باشه .

البته بارش برف و وزيدن باد تو تهران مي تونه نويد داشتن هوائي بهتر و پاكتر رو هم بده ( حداقل براي يه مدت كوتاه )

شهرمون خيلي قشنگ شده ؛ همه گياهان و درختان لباس سپيد پوشيدن و مثل عروس زيبا شدن .

اميدوارم تو اين روزهاي سرد ؛ دلهاي همگي شما عزيزان گرم گرم گرم باشه ...

دوستان خوبم بيائيد با هم  خداوند رو به خاطر اينكه به ما توفيق ديدن اين همه قشنگي رو داده شكر كنيم .

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه 1385/09/11 ساعت 11:44 توسط غزاله |


 

اين عكس رو چند وقت پيش از يكي از وبلاگهاي كتابداري و اطلاع رساني گرفتم ؛ بنظرم جالب اومد ؛ شايد بتونه يه جورهائي ميل به خوندن و ... در ما زنده كنه  

                           

همانطور كه مي بينين اصل آن متعلق به ويژه نامه كتاب مجله اينترنتي هفت سنگ هست ...

راستي شما كتابگيريتون چطوره ؟

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/08 ساعت 9:55 توسط غزاله |


 

هر روز هزاران سيب از درخت فرو مي افتد و آنچه وجود ندارد ديدگاه نيوتوني است .

فرصت ها و شانسها اغلب در بطن مشكلات و گرفتاريها پنهان هستند : آلبرت انيشتين

كشتي در ساحل ، بسيار امن تر است اما به خاطر اين ساخته نشده است : پائولو كوئيلو

 و مهمتر اينكه گذشت زمان آدمي را پير نمي سازد بلكه ترك آرمانها و كمال مطلوبست كه ما را فرتوت و افتاده مي كند : ژنرال دوگلاس مك آرتور

پس هم اكنون چيزي را كه دوست داري بدست بياور و گرنه مجبوري مي شوي چيزي را كه بدست مي آوري دوست داشته باشي : ويليام شكسپير

و هر كجا مي روي با تمام وجودت برو : كنفسيوس

زيرا هيچ مشكلي نمي تواند در برابر تفكر پايدار ايستادگي كند و در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحرآميزي نهفته است : گوته

و بي گمان اگر اراده اي باشد راهي وجود دارد در راه ما : ناپلئون هيل

كسي كه به من اعتماد مي كند از كسي كه مرا دوست دارد گامي فراتر نهاده است : جورج مك دونالد

از اينرو هدف مي بايست اطمينان و آسودگي خاطر باشد

زيرا آرامش و اطمينان بزرگترين موفقيت است : آلفرد اوستن

سرافراز و كامروا باشيد

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/08 ساعت 9:34 توسط غزاله |


 به آفتاب سلامي دوباره خواهم كرد

       به رشد دردناك سپيدارهاي باغ

                           كه با من از فصلهاي خشك گذر كرده اند    

                   

سلام به همه خوانندگان و دوستان خوبم

متشكرم كه منو تنها نميگذاريد و به من سر مي زنيد ؛ ‌از بابت كامنتهاتون هم خيلي ممنونم

از اينكه برخي از دوستان نمي تونند عكسهارو ببينند شرمنده ام  ظاهراٌ مشكلي پيش اومده و

 من در صدد برطرف كردن اين مشكل هستم .

منتظر حضور سبزتون مي مونم ؛ پاينده باشيد و پايدار

 

 

 

لينك مطلب | نوشته شده در چهارشنبه 1385/09/08 ساعت 6:57 توسط غزاله |


Home | Archive | Email