| یکشنبه 7 تیر1388 ساعت: 16:52 | توسط:امير | ||||
| غزلك من من هم مثل خداي مهربون هميشه و در همه حال در كنارتم . مگه اينطور نيست ؟ به قول خودت : اين نيز بگذرد ، چون بگذرد پس غمي نيست ![]() حالا بخند كه غزال من با لبخند قشنگتره ![]() | |||||
واي كه من امروز سرشار از عشق و هيجان هستم !!!
خدا جونم خيلي دوست دارم و هزاران بار شكرت ميكنم ، ميدونستم كه منو از اين حال و هوا در مياري ولي نه به اين زودي !
امير جونم خيلي دوست دارم و ازت ممنونم ، هميشه حضور پر از مهرت رو احساس مي كنم عزيزم ! چشم گل پسر ، به روي زندگي و قشنگي هاش هم دوباره لبخند خواهم زد !!! ![]()






